تبليغاتX
تا خدا هست ....

تا خدا هست ....

 

سلام به دوستای خیلی گلم.میلاد امام علی (ع) و روز پدرمبارک. البته با کمی تاخیر به علل و عوامل مختلف.

شعر زیبایی درباره امام علی ولی شاعرش رو نمی دونم کی هست.هر کس میدونه بنویسه.

يا علي
بمجنون چون رسیدم یا علی گفت
ز لیـــلی هم شنیـدم یا علی
گفت


نسیمی غنــــچه ای را باز میکرد

بگوش غنچه کم کم یا علی گفت


مگر این وادی دارالجــنون است
که هر دیــوانه دیدم یا علی گفت


چمــن با ریـزش بـاران رحـــمت
دعایی کرد ، او هم یا علی گفت


یـقــــین پــرورد گــار آفــرینـــش
به موجودات عـــالم یا علی گفت


دمــــی که روح در آدم دمیــــدنـد
ز جا
بر خاست آدم یا علی گفت


به قــربانگاه اسمــاعــیل ،هاجــر

قســم داده به
زمـزم یا علی گفت


چگونه زنده می شد جــان مرده؟

یقین عیسی بن مریم یا علی
گفت


مســیــحا هم دم از اعجاز می زد

ز بس بیــچاره مریم یا علی گفت


مگر خیبــر زجایش کـَـنده میشد؟

یقـین آنجا علی هـــم یا علی گفت


علی را ضــربتی کاری نمی شـد
گـمـــــانم ابن ملجــم یا علی گفت


خـروش رعد و فریـاد فلک هـــم
ز بیـــــــتابی مســلـّم یا علی گفت


تمــام شــاخه های بیــد مجــــنون
بخاک افتاد، شـد خم، یا علی گفت


وفا داری اصول عاشــــقان است
چو جان میـداد میـثم یا علی گفت

 

 

علی همیشه یارتون.یااااا علی مدد

+ نوشته شده در 87/04/31 8:44 توسط م ه د ی |


 

چه صفايي داره قدم زدن و راه رفتن روي كوه دروازه قرآن و كوهپايه وسط درختاي بهشتي سرو و بادام كوهي.شهر هم زير پاهات.اصلا همه زير پاهات حتي پرنده ها.

اينجا حتي مي توني پرواز پرنده ها رو از بالا تماشا كني.

 

باد ساكت وملايم و نسيم خنك صبحگاهي يك  روزساده تابستاني، صورتم روداره نوازش ميده.

از اين بالا آسمون خیلی زيباست...خورشيد هم....اينجا همه چي زيباست.

 

امروز من و مامان جونم اومديم كوه البته همراه خاله م اينا يعني قرار بود همه بيان كوه ولي ديشب قرار بود بيان.صبح كه شد همه قول شون رو يادشون رفت و نيومدن.منم ماشين رو برداشتم و بدون گواهي نامه قانون رو زير پا گذاشتم و رفتم دنبال خاله جونم تا يك روز ديگه را در شهر رازتجربه كنيم...

 

 

ديروز روز مادر بود و همگي خونه مادر بزرگم بوديم.همون جا قرار گذاشتيم بريم كوه.ولي بروبچز پايه كوه رفتن نبودن.فقط مامان خانم و خاله جونم و دختر خالم  اومدن.

 

 

هم اكنون كه در حال نوشتن هستم در بلنداي كوه شهر شيرازم و تماشاگه قدرت خدا هستم.نسيم خنك باحالي مياد.دوست دارم وايسم لبه كوه و فرياااااااد بزنم.دوست دارم دلم رو فرياااد بزنم.مثل خورشيد.

 

خورشيد هم كم كم داره از پشت كوه مياد بيرون تا يك روز ديگه رو آغاز كنه و نور و گرماش رو بر مردم و شهر بريزه.

 

وااااي چه تعبير عاشقانه اي ست زيبايي هاي اينجا.

 

 

الان من تنهام.تنهاي تنها.ولي عیبی نداره(یعنی نوو پرابلم)... عاشق هميشه تنهاست...

 

البته جا داره بگم که نه پايه تنيس دارم نه واليبال نه كوه و نه فوتبال و پياده روي و بدمينتون.(منم كه هرجا ميرم مجهز به انواع واقسام وسايل بازي و ورزش )

 

همون بهتر آخه الان مي تونم هرجا خواستم برم .و براي خودم توي كوه بخونم .

به به چه صفااااايي.چه صدایی...چه نوایی...

 

الان  لبه كوه روي تخته سنگي نشستم

روبه روم شهر زيباي شيرازه.سمت راستم دروازه قرآن و هتل شيرازه،سمت چپم هم دار و درخته و پشت سرم خورشيد تازه طلوع كرده ي تيرماهه.

زير پام هم ميدان قرآن هست و بالاي سرم يه ماه نصف شده رنگ و رو رفته .

 

اينجا انگار اوج آسمونه.انگاري خورشيد زودتر بهت گرما ميرسونه.

 

"اي خورشيد بتاب بر من...و ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را..."

 

بيا و من را روشن كن...

 

"من چه سبزم امروز...و چه اندازه تنم هشيار است...نكند اندوهي ،سررسد از پس كوه."

 

آااااااه خدا يعني ميشه من چند سال ديگه بازم بيام اينجا روي اين كوه و روي همين

 تخته سنگ بنشينم و بازم....به اين تخته سنگه سلام كنم بگم سلاااام بازم من

 اومدم..به درختا سلام كنم...به كوه سلام كنم....

 

بگم من زيستن كنار شما را دوست دارم...

بگم شماها مفهوم مبهم جهان هستين كه كمتر كسي بهتون توجه ميكنه و ساده ازتون ميگزره...

بگم توي اين دنياي...ميخام آخر هفته ها بيام اينجا دور از دنيا...

 

ميخام بياد كنار قبر شهداي گم نام روي اوج كوه ....كنارگهواره ديد...

ولي شايد كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ..

 

دوست دارم اينجا كه رسيدم دنيام رو مچاله كنم...خودم باشم و خودم...دوست دارم

همه چيز را به باد بسپارم و فراموش كنم اين دنيا پوچ رو...حتي براي چند لحظه...

 

دوست دارم هر صبح بوسه خورشيد را احساس كنم...دوست دارم طلوع خورشيد را نظاره كنم...

 

دوست دارم بفهمم خدا هنوز منو دوست داشته كه امروز رو بهم هديه كرده...

 

دوست دارم اين رو بفهمم كه خدا اينها را به من و تو بخشيده...

 

دوست دارم بغض حرفهام رو توي آسمون بي كران بريزم ...

دوست دارم چشم هام گااااهي هم ابري باشن...

مثل آسمون ابري توي بهار.نه آسمون الان كه خسيس شده...

دوست دارم بي بهونه ببارم...

دوست دارم مثل سهراب كه ميگفت: "هر كجا برگي هست شوق من ميشكفد" باشم.

 

و بدانیم "بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است"

 

واااااي بازم "چقدر زود دير شد"...ثانيه ها اونقدر كوتاه هستن كه عبورشون رو احساس نكردم...

 

ديگه بايد برم همه منتظر من هستن براي صبحانه....

 

پايان اما صبحي ديگر در راه است...

 

 

دقيقا يك سال و يك روز پيش.جمعه 15/4/86

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/13 9:0 توسط م ه د ی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

كلاس اول كه بوديم مي خونديم "آن مرد در باران آمد"
حالا مي فهمم كه تا آن مرد نيايد باران هم نمي آيد...

عزيز دل گاهي ز ما هم يادي كن

"اين السبب المتصل بين الارض السماء"


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

بدون عنوان
گرافیکسولوژی
طراحی ایرانی
طراحی وب
دنیای رایانه
سرگرمی دات کام
همه چیز در آریا کلیک
سایت علمی ایرانیکا
روانشناسی و موفقیت
گروه فرهنگی مطبوعاتی نشریه سه نقطه
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

شهریور 1388

تیر 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386



پیوندها

جمله هاي با حال
به خدا ایمان داری؟؟؟
خاطرات يك "من"
stark-love
عاشق تنها
ي آقا پسر
بازمانده تنها
خدایی که شکست خورد
ورود دخترها و پسرها ممنوع
دنیای کاغذی
لحظه های کاغذی
سرزمین عشق
رویای صدا (وبلاگ سعید پور محمودی)
سه نقطه
مولامو دوست دارم
با من بمان ای همنفس
دل نوشته های پگاه
پسرانه دخترانه
حدیث عشق
بهانه های بارونی
لحظه های بارونی
پسران آفتاب
السلام علیک یا قمر بنی هاشم
حرف های یک دل
کوچه باغ های عاشقی
چراغ بزرگ براي اطاق تاريك
چرك نويس
در جست و جوی زمان از دست رفته
پسرا...سیب گلابند...
بر ساحل هستن و بودن
پشت نقاب شب
احساس تنهایی من
zendegi salam
حسرت ظهور
مرجان دریایی
آسمانم بود و مهتابم نبود
سه نقطه
شب بارانی
سارا و یه دنیا حرف های صورتی
کوچه های خاطره
چه کنم دلم از سنگ که نیست...
عشق یک دروغ بزرک است
من.....
موندن هرگز....خداحافظ
نبازند هرگز به مردارها
تصويري از بهشت و جهنم
یاس سپید
تولدی دیگر
سخن دل
آبی فرداها
خديجه كبري ام المومنين
با من بمان ای همنفس
لحظه های بارانی
در جستجوی زمان از دست رفته
خانه ای از شن و مه
طنننننننننننززززززز
دوستي
آزادي
ما دل شدگان
بچه +
بچه هاي آسمان
دختر چوپون
سكوت...
**ستاره اي در دل تاريكي مي درخشد**
نويد و اميد
حرفای زورکی
::شاپرك::
پلپلاسی به معنی پرستو
مریم روز های صورتی
مرداب خیال(اگه حس خوب میخای وبلاگ حسین جون رو ببین)
سیاسیییییییییی
جمهوریت
طنز نوشته های یک پیر پسر
پرسه در خیال
آسمانه
من او
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin

پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com
پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com /hr>
پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com /hr>
گروه فرهنگی مطبوعاتی نشریه  دانشجویی سه نقطه /hr>
سه نقطه