تبليغاتX
تا خدا هست ....

تا خدا هست ....

 

 

            

 

آدم آفریده شد....

 

 

آدم گناه کرد....

 

 

آدم رانده شد....

 

 

آدم دعا کرد....

 

 

دعا کرد....       

 

    

 و منتظر ماند......

 

 

 منتظر ماند....

 

 

و هنوز هم آدم دعا می کند و منتظر می ماند.

 

 

اما این بار این انتظار خیلی طولانی شده.

 

 

غنچه ها باز شدند و پژمرده شدند

 

 

 

روزها و فصل ها از پی هم گذشتند

 

 

جمعه ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند  اما خبری از یار نشد.

 

 

 

توی این لحظه های بی قراری اشک چشمانم نگران است

 

 

 

چشمانم هنوز منتظر است منتظر روزهای با تو بودن

 

 

 آقا جان پس کی می آیی ؟

 

  

 

مگر نگفتی عصر جمعه می آیی؟

 

 

آقا جان فکر نمی کنی دیر شده؟

 

 

آنقدر دیر شده که دیگر شمار روزها از دستمان خارج است.

 

 

آآآآآااااااه ای کاش پرسیده بودیم آخر کدام جمعه می آیی؟

 

 

اما با این حال همچنان ندایی می گوید:

 

 

لحظه ی دیدار نزدیک است.

 

 

                         

 

                         یا ابا صالح المهدی کدام چهارشنبه بوی جمکران تو را نمی دهد ؟

+ نوشته شده در 86/09/30 9:40 توسط م ه د ی |


 پاییز فصل سبز من

 

 

 

ای پاییز ، ای فصل سبز دل من، تو را دوست می دارم چون

 

 

با تو همه ی نادیدنی ها دیدنی ست،

 

 

 در تو همه ی  ناگفتنی ها گفتنی ست

 

 

حتی آن آخرین برگ زردی که  فرو می افتد.

 

 

با تو همه ی لحظه ها معنا می گیرد،

 

 

 چون با تو امیدی است به بهاری.

 

 

آااه چقدر دوست دارم این لحظات زردت را ای پاییز ،

 

 

به یاد خواهم داشت

 

به یاد خواهم داشت که تنها رهگذر فهمید صدایت را ای پاییز ،

 

 

و تنها رهگذر با برگ هایت حرف می زد

 

 

و به یاد خواهم داشت که باید رهگذر بود تا تو را فهمید.

 

 

ای پاییز من به یاد خواهم داشت که سرو در پاییز چه مغرورانه قد برافراشته بود ،

 

 

 انگار نمی دانست که پاییزی هست.

 

 

ای پاییز در خاطرم می مانی برای همیشه ،

 

 

و به یادت می افتم وقتی در ذهنم جا داری.چون تو زیبا ترین بهاری.

 

 

خداحافظ پاییز من.

 

 

 

 

قیصر امین پور میگه:

 

 

خارها خار نیستند

 

 

 شاخه های خشک

 

 

                                        چوبه های دار نیستند

 

 

میوه های کال کرم خورده نیز

 

 

                                            روی دوش شاخه بار نیستند

 

 

پیش از آن که برگهای زرد را

 

 

                                  زیر پای خویش

 

 

                                                          سرزنش کنی

 

 

خش خشی به گوش میرسد:

 

 

برگهای بی گناه

 

 

با زبان ساده اعتراف می کنند

 

 

                                         خشکی درخت

 

 

                                                     از کدام ریشه آب می خورد؟

 

 

                                             

+ نوشته شده در 86/09/28 8:25 توسط م ه د ی |


 

 

ای که به من آموختی عشقی فراتر از انسان و فرو تر از خدا نیز هست و آن

 

دوست داشتن است و آن آسمان پر آفتاب و زیبایی ارادت است و آن بیتابی

 

 پر نیاز و درد مند دو روح خویشاوندان است.

 

آشنایی دو تنهای سر گردان بی پناه در غربت پر هراس و

 

خفقان آور این عالم است .

 

 

 

                                                      دکتر شریعتی _  بر گرفته از کتاب کویر

+ نوشته شده در 86/09/27 7:2 توسط م ه د ی |


 

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است

 

 و زیبا تر از عشق چیزی ندیده ام و

 

بالا تر از عشق چیزی نخواسته ام.

 

عشق است که روح  مرا  به تموج وا می دارد ،

 

 قلب مرا به جوش می آورد ،

 

 استعداد های نهفته ی مرا ظاهر می کند ، 

 

 مرا از خودخواهی و خود بینی می راند.

 

دنیای دیگری را حس می کنم.

 

در عالم وجود محو می شوم.

 

احساس لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبا بین پیدا می کنم.

 

لرزش یک برگ ، نور یک ستاره دور ، موریانه ای کوچک، نسیم ملایم سحر ،

 

 موج دریا ، غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا

 

به دنیایی دیگر میبرند...

 

این ها همه از تجلیات عشق است.

 

به خاطر عشق است که فدا کاری می کنم،

 

 به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و

 

 ابعاد دیگری می یابم.

 

 به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم.

 

 به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می پرستم و

 

حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.....

     برگرفته از کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود نوشته شهید دکتر مصطفی چمران

 

 

+ نوشته شده در 86/09/24 8:16 توسط م ه د ی |


 

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ، اما دوست داشتن پیوندی است خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

 

 

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن  اوج  می یابد.

 

 

عشق در قالب دل ها در شکل ها و  رنگ های تقریبا مشابه متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ی خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی ویژه ی خویش دارد میتوان گفت که به شماره ی هر روحی دوست داشتنی هم هست.

 

 

عشق در هر رنگی و سطحی با زیبایی محسوس در نهان یا آشکار رابطه دارد چنان چه شو پهناور می گوید " بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید آن گاه تاثیر مستقیم آن را بر روی احساستان مطالعه کنید " اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر میبیند.

 

 

عشق طوفانی متلاطم و بوقلمون صفت است اما درست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

 

 

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است .اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود . اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد وتنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست.دنیایش دنیای دیگری است.

 

 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق.

 

 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

 

 

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر.

 

 

عشق خشن است وشدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سر شار از اطمینان.

 

 

از عشق هر چه بیشتر مینوشیم سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر.

 

 

عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح.

 

 

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.

 

 

عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن هم زبانی در سرزمین بیگانه یافتن.

 

 

عشق گاه جابه جا می شود و گاه سرد میشود و گاه می سوزاند اما دوست داشتن از جای خویش از کنار دوست خویش بر نمی خیزد ، سرد نمی شود که داغ نیست ، نمی سوزاند که سوزاننده نیست.

 

 

 

دوست داشتن می گوید تو بعد از من باید باشی و زندگی کنی آری باشی و زندگی کنی که دوست داشتن از عشق برتر است  و من هرگز خود را تا سطح بلند ترین قله ی عشق های بلند  پایین نخواهم آورد.

 

                                                                                  

                                                           دکتر علی شریعتی _ کویر

 

+ نوشته شده در 86/09/22 7:59 توسط م ه د ی |


 

مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است .حتی خدا نیز دوست دارد

 

بشناسندش. نمی خواهد مجهول بماند.

 

مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و درد بیگانگی و 

 

غربت را.     

 

                

                                                            دکتر علی شریعتی _ از کتاب کویر

 

 

 

دکتر شریعتی می گه :

هر انسان کتابی است  چشم به راه خواننده اش.

+ نوشته شده در 86/09/21 8:1 توسط م ه د ی |


سلام آخر

 

سلام ای  غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب  شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزم

به دل می سپارم تو را تا نمیرم

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد مانده است

خداحافظ ای نو بهار همیشه

  -----------------

 

تا حال دلت گرفته ، وقتی دلت می گیره چی کار می کنی؟

با خودت حرف میزنی ؟

قرآن می خونی؟

گریه می کنی ؟

فکر می کنی ؟

یا موسیقی گوش میدی؟

 یا ......

من وقتی دلم میگیره کارای زیادی میکنم که یکیش گوش دادن به  آهنگ زیبای سلام آخر( احسان خواجه امیری) و فریدون  و چیپسی کینگ و بنیامین هست.

 

لینک دانلود سلام آخر را قرار دادم .دانلود کنید چون خیلی با حال و ... خونده.

البته اگه هم  بچه مثبت هستید برید سی دی اریجینال رو تهیه کنید.

 

 

 

سلام آخر با صدای احسان خواجه امیری

 

 

برای دانلود به لینک بالا رفته و روی سلام آخر راست کلیک کرده و گزینه ی ... save target as... را بزنید . 

 

لینک مستقیم دانلود سلام آخر 

 

(روی لینک مستقیم راست کلیک کنید و save target as بزنید)

+ نوشته شده در 86/09/18 10:3 توسط م ه د ی |


 

                خداوند روز اول آفتاب را آفرید

 

 

                    روز دوم دریا را آفرید

 

 

                    

                             روز سوم صدا را

 

          

                      

                       روز چهارم رنگ را

 

          

                     

                     روز پنجم حیوانات را

 

 

                 روز ششم انسان را

 

 

 

         و روز هفتم خداوند  اندیشید چه

 

 

 

                        

                       

                چیزی را نیافرید ه است پس

 

                   

                تورا برای من آفرید.......  

 

 

 

  

+ نوشته شده در 86/09/17 8:50 توسط م ه د ی |


تو را دوست می دارم

 

تو را به جای تمام کسانی که نشناخته‌ام دوست می دارم

تو را به جای تمام روزگارانی که نزیسته‌ام دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم

و برفی که آب می‌شود و برای خاطر نخستین گل‌ها

برای خاطر حیواناتی پاک که انسان نمی‌ترساندشان

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را   به جای تمام کسانی که دوست نمی‌دارم‌دوست می دارم.

 

دکتر شریعتی میگه:

"دوست داشتن از عشق برتر است .عشق یک جوشش کور است و از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت "

 

 

+ نوشته شده در 86/09/15 7:13 توسط م ه د ی |


شبهای شیراز

 

 

آنجا که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.

 

 

غروب بود . دلم به شدت گرفته بود. برگ های پاییزی هنوز می رختند.نسیم ملایمی صورتم رو نوازش می داد. تنهایی پاشدم رفتم آرامگاه سعدی.شب به یاد موندنی بود. بعد از مدتها بود که می رفتم سعدیه.اون شب مهتاب توی آسمون خود نمایی می کرد . ,آسمون خیلی قشنگ نقاشی شده بود. حس شاعرانه آدم گل می کرد.رفتم بلیط گرفتم.وارد آرامگاه شدم.هر چی نزدیک تر میشدم حالم عوض می شد.قدم هامو آهسته تر کردم.رفتم زیر بنای مقبره.اونجا که روی دیوارش شعرای سعدی نوشته شده.چشمم به شعر معروفی که توی کتاب ادبیات خونده بودیم ( وهیچ وقت بهش توجه نکرده بودم و فقط برای امتحانا می خوندمش) افتاد و توجهم رو جلب کرد.

 

"گفتم این شرط آدمیت نیست                        مرغ تسبیح خوان و من خاموش "

 

با خودم گفتم واقعاً این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح خوان و من خاموش

 شما هم می تونید بگید : مرغ تسبیح خوان و من خاموش

 

....گفتم چرا ما از چیزای مهم به سادگی میگذریم. سعدی این شعر رو برای من وتو گفته. مگه نه؟؟؟

 

 

..وسط حیاط آرامگاه , تنهایی, بین درختای سرو,درختای نارنج ,  برگ زرد پاییزی هم زیر پاهام . صدای پاییز رو از برگهای زرد میشد بفهمی, باد هم می اومد, واااای چه شاعرانه.

 

رفتم به طرف حوض ماهی.چند تا پله می خورد تا پیش حوض پر از ماهی برسی.

آب زلال بود .مثل همیشه.

ماهی های بزرگ و کوچک مشکی رنگ  دنبال هم می کردن .بازی میکردن.و... .وسوسه میشم بپرم توی آب ولی حیف که عقلم نمی زاره. به عقلم میگم چرا نپرم؟ میگه من میگم نپر چون عاقلانه نیست. ولی احساسم میگه بپر.می توم حرف احساسم رو گوش کنم.

 

 یاد حرف یه نفر می افتم که میگفت:  هر جا عشق رو دیدی  بدون کلاهی داره میره سرت.

می گفت:هر جا عشق رو دیدی گفته هاش رو بر عکس کن تا عقل راه درستی نشونت بده.

می گفت : تنها خاصیت عشق کور کردن چشم عقله. با احساساتت تصمیم نگیر.

بی خیال احساس میشم و عقل رو ترجیح میدم. نمیدونم چرا. شاید من یه عاشق واقعی نیستم.

 

سقف بالای حوض چشمم رو نوازش میده.واقعا زیباست.می خام ازش عکس بگیرم.اما یک دفعه شلوغ میشه.ووااااای بازم آدما...

تصمیم گرفتم برم توی حیاط.داخل حیاط موسیقی سنتی گذاشتن.

من تنها کسی هستم که تنهایی اومده بودم اونجا.

روی صندلی چوبی که یک روزی برای خودش یه درخت بوده نشستم.

 

یکی نشسته بود فال حافظ می خوند. یکی داشت با موبایلش عکس میگرفت.یکی...

همه جور آدمی رو میشد دید . یکی عاشق بود و تنها. یکی عاقل بود و شاید در  فکر عاشقی. یکی در حال قدم زدن.یکی با زوجه ی خودش در حال حرف زدن.

...

دفتر چه یادداشتم رو که همیشه باید همراهم باشه از جیبم در آوردم .

 

می خواستم بنویسم.

می خواستم نوشتنی ها رو بنویسم.

می خواستم کلماتی را که زاده احساسم هست  بنویسم.

می خواستم از عشق بنویسم نه از عقل.

می خواستم عاشقانه بنویسم نه عاقلانه.

می خواستم حرف دلم رو بنویسم.

می خواستم از عقل فراتر برم و به دل برسم.

می خواستم قوانین جهان رو بی معنی کنم.قانون جاذبه رو زیر سوال ببرم.جهان رو برعکس قوانین فیزیک کنم که فقط با عشق می شد.

می خواستم عاشق باشم نه عاقل.

 

تصمیم گرفتم عاشق باشم. یه عاشق واقعی واقعی باشم عاشقی که توی هیچ کتاب و داستان و دفتر عشقی  نوشته نشده باشه.

 

 سهراب میگه:

و عشق , تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن...

 

+ نوشته شده در 86/09/10 8:48 توسط م ه د ی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

كلاس اول كه بوديم مي خونديم "آن مرد در باران آمد"
حالا مي فهمم كه تا آن مرد نيايد باران هم نمي آيد...

عزيز دل گاهي ز ما هم يادي كن

"اين السبب المتصل بين الارض السماء"


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

بدون عنوان
گرافیکسولوژی
طراحی ایرانی
طراحی وب
دنیای رایانه
سرگرمی دات کام
همه چیز در آریا کلیک
سایت علمی ایرانیکا
روانشناسی و موفقیت
گروه فرهنگی مطبوعاتی نشریه سه نقطه
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

شهریور 1388

تیر 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386



پیوندها

جمله هاي با حال
به خدا ایمان داری؟؟؟
خاطرات يك "من"
stark-love
عاشق تنها
ي آقا پسر
بازمانده تنها
خدایی که شکست خورد
ورود دخترها و پسرها ممنوع
دنیای کاغذی
لحظه های کاغذی
سرزمین عشق
رویای صدا (وبلاگ سعید پور محمودی)
سه نقطه
مولامو دوست دارم
با من بمان ای همنفس
دل نوشته های پگاه
پسرانه دخترانه
حدیث عشق
بهانه های بارونی
لحظه های بارونی
پسران آفتاب
السلام علیک یا قمر بنی هاشم
حرف های یک دل
کوچه باغ های عاشقی
چراغ بزرگ براي اطاق تاريك
چرك نويس
در جست و جوی زمان از دست رفته
پسرا...سیب گلابند...
بر ساحل هستن و بودن
پشت نقاب شب
احساس تنهایی من
zendegi salam
حسرت ظهور
مرجان دریایی
آسمانم بود و مهتابم نبود
سه نقطه
شب بارانی
سارا و یه دنیا حرف های صورتی
کوچه های خاطره
چه کنم دلم از سنگ که نیست...
عشق یک دروغ بزرک است
من.....
موندن هرگز....خداحافظ
نبازند هرگز به مردارها
تصويري از بهشت و جهنم
یاس سپید
تولدی دیگر
سخن دل
آبی فرداها
خديجه كبري ام المومنين
با من بمان ای همنفس
لحظه های بارانی
در جستجوی زمان از دست رفته
خانه ای از شن و مه
طنننننننننننززززززز
دوستي
آزادي
ما دل شدگان
بچه +
بچه هاي آسمان
دختر چوپون
سكوت...
**ستاره اي در دل تاريكي مي درخشد**
نويد و اميد
حرفای زورکی
::شاپرك::
پلپلاسی به معنی پرستو
مریم روز های صورتی
مرداب خیال(اگه حس خوب میخای وبلاگ حسین جون رو ببین)
سیاسیییییییییی
جمهوریت
طنز نوشته های یک پیر پسر
پرسه در خیال
آسمانه
من او
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin

پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com
پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com /hr>
پایگاه اینترنتی امدادگران ایران  www.emdadgar.com /hr>
گروه فرهنگی مطبوعاتی نشریه  دانشجویی سه نقطه /hr>
سه نقطه