تبليغاتX
سطر های سفید زندگی

سطر های سفید زندگی
تا خدا هست....یعنی همیشه


شهید دکتر محمود احمدی نژاد

یک لحظه چشماتونو ببندید و این جمله رو تصور کنید.خیلی هم سخت نیست.اون روزی که دکتر رو به جرم عدالت طلبی،به جرم با مظلومان بودن،به جرم ساده بودن، به جرم مخالفت با استکبار، به جرم دعای فرج خواندن، و به جرم مخالفت با صهیونیسم و حمایت از مظلومان و هزاران جرم دیگر که همگی می تواند دلیلی برای ترور این شخصیت انقلابی باشد را ه سادگی میشه تصور کرد.روزی که برای چنین شخصیتی چه کتاب ها و مقاله ها نخواهند نوشت.چه فیلم ها که برای شخصیت بزرگ او نخواهند ساخت، و چه.....زود دیر خواهد شد.

دکتر در لیست ترور موصاد قرار گرفته.

خدایا خودت حاج محمودمون رو حفظ کن.

Dr ahmadi nejad

با تشکر از دوست خوبم

http://www.islamic.mihanblog.com

+ نوشته شده در 88/06/14 9:53 توسط م ه د ی |


ویژه نامه جشن سه نقطه

از سه نقطه حرفهای بسیاری هست.

گوشه ای از ناگفته های سه نقطه ای ها در شماره ۱۰۰ نشریه به چاپ خواهد رسید.

منتظر نشریه ای متفاوت باشید.

در ضمن برای دریافت نشریه برام کامنت بزارید.نشریه براتون ارسال می شه.ان شا الله

یاا علی مدد

+ نوشته شده در 88/06/02 9:15 توسط م ه د ی |


 

شهادت مروة و جنین سه ماهه‌اش با 18 ضربه چاقو جلوی چشم قاضی و پلیس دادگاه آلمان!

شرم بر عربستان، مصر، آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس و غربزدگان ایران بویژه شیرین عبادی!

و لعنت بر حقوق بشر...

+ نوشته شده در 88/04/25 9:28 توسط م ه د ی |


سلام بر توی ای شهید غیور بویو  "جومونگ"

مدت هاست که روی ماهت را ندیده ام.آخرش هم مجبور شدم برای همان روی ماهت نامه بنویسم.

می دانستی تا قبل از پخش سریال تو نمی دانستم که قهرمان را هم می شود بدون آن که باشد به صورت افسانه ساخت.اما مشکل اینجاست که ما در کشور به اندازه کافی قهرمان داریم.

«باکری» «همت» «اعتمادی» «محمود حسابی» «آرش کمانگیر» و ... را داریم.

نمی دانم مسئولان پخش تلویزیون چه فکری کرده اند.شاید تو از آنها هم عزیزتری....نمی دانم.!!!!

وقتی تو پناهندگان "دامول" را  از دست "تسوی" بدجنس نجات دادی دیگر آزادسازی خرمشهر چقدر کمرنگ می شود.

وقتی تو تیرها را با چشمان بسته به هدف می زنی دیگر کسی نمی تواند از «جهان آرا» و قهرمانان ایرانمان صحبت کند.

جومونگ عزیز من تو را خیلی دوست دارم.از همان وقتی که "خواهر یانگوم" آن غذاها را برای شاهزاده درست کرد تا وقتی که با صحنه ی غم انگیز کشته شدن "گونگ بوک" روبرو شدم دوستت داشته ام.

منتظرت هستم ای تهاجم فرهنگی چشم بادامی ها که هر هفته روی آنتن می روی!!!

 

از طرف میلاد مددی

 

+ نوشته شده در 88/04/14 9:52 توسط م ه د ی |


من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت. بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند. پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند. اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که  در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت. وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را.  راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یاد بگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پرواز کنی.

+ نوشته شده در 88/01/18 8:22 توسط م ه د ی |



گروه دانشجویان شهادت طلب


برای اسم نویسی در گردان های استشهادی دانشجویی  و اعلام

آمادگی برای حمایت از غزه

بر روی لینک بالا کلیک کنید

+ نوشته شده در 87/10/11 12:17 توسط م ه د ی |







طراحی:یاسر محبوب

+ نوشته شده در 87/09/23 20:16 توسط م ه د ی |


 

 

شاعر کنار دفترش 

                                      افتاد از نفس

طاهره صفار زاده

+ نوشته شده در 87/08/22 12:19 توسط م ه د ی |